به وبلاگ اسب آبی خوش آمدید
مدیریت وبلاگ را با ارایه نظرات و پیشنهادات خود در جهت هر چه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی نمایید.
با آرزوی لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزیز .
»
جستجو
»
لوگوی همکاران
»
نظر سنجی
در این قسمت كدهای مربوط به قسمت نظر سنجی وبلاگ خود را قرار دهید
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385
- 12:21 - نویسنده : مهران
سلام به همه دوستان خوبم چه اونائی که لطف دارن نظر میدن چه اونائی که میگن ریچاره شرمنده نتونستم آپ کنم امید وارم خوشتون بیاد
-آنان که زندگي را بستري از گلهاي سرخ ميدانند هميشه از خارهاي آن شکايت دارند
2- واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا مي دم............آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم.........توي هفت تا آسمون تو تک ستاره ي مني..........به خدا ناز دو چشماتو به دنيا نمي دم
3-بر سر هر گوري صليبي مياويزند تا همگان بدانند مردهاي در آن خفته، پس تو هم صليبي بياويز تا همگان بدانند گورستان قلب من در قلب توست
4-يه روز دل نشست با خودش فکر کرد. با خودش گفت: سنگ ميشم از اين به بعد، سنگ شد، رفت ميونه سنگها نشست، اما عاشق سنگها نشد
6-روزي که به دنيا اومدي داشت بارون مي يومد ولي اون روز هوا باروني نبود،
اين فرشته ها بودن که گريه مي کردن چون يکي ازشون کم شده بود.
7-زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم اما به من نياموخت که چگونه سر ريزش کنم زندگي به من آموخت که چگونه دوست داشته باشم ولي به من نياموخت که چگونه فراموشش کنم
8-man az khoda ye gol khastam vali on be man ye barg dad man az khoda ye derkhat khastam vali on be man ye jangal dad badesh man az khoda ye dost khastam vali on be man to ro dad age mekhay behtaren doste man bashe eno baram befrest bad be hame listat befrest va beben ki chegadr to ro dost daran >?
9-اي کاش بودي تا ببيني. چقدر در التهابم. نيستي در کنارم تا حرفهاي دلم را رو در رو برايت بازگو کنم و من بايست هر شب، خسته از گذشت روز، خميده از خستگي ها، بي تاب از خمودگي ها و رنجور از بي تابي ها و رنجيده از غريبه ها بنشينم و برايت سخنان شيرين بنويسم. هيچ کس نيست که بداند در دلم چه مي گذرد
10-غروب را دوست دارم چون به رنگ شراب است شراب را دوست دارم چون به رنگ خون است خون را دوست دارم چون جاري کننده قلب است قلب را دوست دارم چون خانه تو آنجا است دوستم داشته باش چون شايد فردايي نباشد
11- چه زيبا گفت:خدا نگران بت ها نيست که خدا خداست و بت بت پس بگذار: عشق ايماني باشد براي من کافر و تو بهترين بت من!
12-جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود يعني فراموشي قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
با
عرض سلام خدمت همهدوستانم اميدوارم كه حال
همگي خوب خوب خوب باشه شعر زير همه ما رو
ميبره بهدوران شيريني كه فقط يكبار تو زندگي تجربه مي
كنيم خوندن اين شعر خالي از
لطفنيست.........
اولين روز دبستان
بازگرد كودكي هاشاد و خندان باز
گرد باز گرد اي خاطرات
كودكي بر سوار اسبهايچوبكي خاطرات كودكي
زيباترند يادگاران كهن مانا
ترند درسهاي سال اولساده
بود آب را بابا به سارا داده
بود درس پند آموز روباه وخروس روبه مكار و دزد
و چاپلوس روز مهماني كوكب خانم
است سفره پر ازبوي نان گندم
است كاكلي گنجشككي باهوش
بود فيل ناداني برايش موشبود با وجود سوز و
سرماي شديد ريز علي پيراهن از تن مي
دريد ...ادامه مطلب
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385
- 12:41 - نویسنده : مهران
کی میگه اسبای ابی مهربون نیستن
"يکي پيدا مي شه تنهائي مو باهاش قسمت کنم" هر کسي يه روزي يه جائي به دنيا مياد. اسب آبي کوچولو روزي که به دنيا اومد وسط اين برکه بود. برکه کوچک و قشنگ همه زندگي اسب آبي بود. روزها ميگذشت و اسب آبي بزرگتر ميشد. تا اينکه بودنش جا رو واسه همه تنگ کرده بود. دردسر پشت دردسر. تا اينکه يه روز.... " ورود اسب آبی ممنوع" اسب آبي احساس تنهائي کرد , اون ديد توي دنيا تنهاست و قلبش از اين غصه پر شد. اون ماهي , قورباغه و برکه رو دوست داشت. .... و شبها فکر کرد و سر انجام ... ...از اين طرف براه افتاد. کمي راه رفت و به يک کرم کوچولو رسيد. سلام, من يک اسب آبي تنهام. دنبال يکي مي کردم تا تنهائي موباهاش قسمت کنم . کرم نگاهي به اسب آبي انداخت . اون وقت گفت . ......................... ...